محمد عارف اسپناقچى پاشازاده
270
انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )
حسن قبول پذيرفت ؛ و چون قاصد مومى اليه شرايط ابلاغ رسالت را بر موجب « قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » « 1 » على الحسن الوجه به تقديم رسانيد ، به اجازت عليّه ميمون انصراف و انعطاف داده ، بدان صوب روانه گردانيده ، و من الله التوفيق . حق سبحانه و تعالى ، همواره اركان بناء دار الحكومه آن جناب را به حجّت رعايت شرع و امتثال احكام دين ، از اصول و فروع ، لا يزال مزيّن و مشرّف دارد ، بمحمد خير العباد و إله الامجاد ، الى يوم التناد . جرى ذلك و حرّر فى رابع عشر من شهر محرم الحرام لسنة ثلثين و تسعمائه 930 . وقايع سال نهصد و سىام هجرى [ 1523 م ] در اين سال شاه اسماعيل به طرف شكى حركت كرد و بعد از شكار در آن حدود ، متوجه سرخاب شده ، در صاين كدوكى نزول نمود ، در آنجا ناخوش مزاج گرديد و در شب دوشنبه نوزدهم رجب از ناخوشى سل وفات يافت . اخگر آن آتش فتنه را حمل به اردبيل كرده ، در جوار جدش شيخ صفى الدين در خاك پنهان كردند . اين پادشاه چنان كه معروض افتاد ، در سال هشتصد و نود و دو يا سه متولد شد . چهارده يا پانزده سال از عمرش گذشته بود كه در سال نهصد و هفت در تبريز جلوس كرده ، اعلان سلطنت نمود و بعد از بيست و سه سال سلطنت ، در همين سال نهصد و سى هجرى ، در سن سى و هشت وفات يافت . در تاريخ وفات اين پادشاه گفتهاند . شاه گردون پناه اسماعيل * آنكه چون مهر در نقاب شده از جهان رفت و ظل شدش تاريخ * سايه تاريخ ، آفتاب شده « 2 » چهار نفر اولاد ذكور داشت . اول شاه طهماسب . دوم سام ميرزا ، سوم القاص ميرزا . چهارم ابو الفتح بهرام ميرزا . و اولاد اناث شاه مشار اليه نيز پنج است : اول خانش خانم . دوم پرى خان خانم . سوم مهين بانو سلطان . [ چهارم فرنگيس ] « 3 » پنجم شاه زينب خانم . فى الجمله سوادى داشت . به تخلص خطايى گاهى شعر هم مىگفت . غالب اشعارش تركى تركمانى و ساده از صنايع بديعيه است . چون در گيلانات بزرگ شده بود ، زبان گيلكى را خوب مىدانست ، ولى غالبا به تركى تركمانى حرف مىزد . در شمشير زنى و نيزه بازى و فن فروسيت بىبدل بود . رشادت و شهامت و جلادت شاه اسماعيل فيما بين اتراك مثل سائر است . شكار را دوست مىداشت ؛ به خصوص شكار شير و ببر و پلنگ را ؛ و اعلان كرده بود كه هر كس خبر شير بياورد ، كلاه و اسب و زين به دو دهند و هر كه خبر ببر و پلنگ بياورد ، فقط اسب بى زين بگيرد .
--> ( 1 ) . بقره ، 83 ( 2 ) . احسن التواريخ ، ص 239 ( 3 ) . احسن التواريخ ، ص 239